داود بن محمود القيصري
68
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
علتست ، قهرا معلول با حدّ عدمى توأم است و از اين حد عدمى ماهيت انتزاع مىشود و كثرت ناشى از ماهيات ، كثرت اعتباري و سرابى و كثرت وجودات توأم با ماهيات و منشأ انتزاع معاني كليه ، كثرت حقيقي است . عرفا چون حقيقت ممكن را همان ماهيات مىدانند ، گويند كه كثرت در وجود اعتباري و وحدت حقيقي مىباشد . و يا آنكه چون وجود امكانى را ظهور و جلوه حق مىدانند ، ظهور شئ ، در قبال آن شئ امرى مستقل و حقيقت موجود در عالم نمىباشد ، لذا وجود نزد آنان مطلقا از صقع ربوبي است ، ناچار كثرت وجودي نيز اعتباري و وجود ممكن باعتبار استناد به ماهيت ممكنه ، چون از ذات ممكن خارج است ، بالمجاز موجودست يعنى نسبت وجود متجلي از حق ، به ماهيت بالامكان و قهرا بواجب قيوم بالوجوب و ناچار وجود ممكن مجازى و غير حقيقي است به معنائى كه ذكر شد ، و وجود نزد آنان داراى افراد نمىباشد و مفهوم وجود نيز خارج از سعهء نور هستى نيست ، ناچار طبيعت وجود باعتبار اطلاق وجود علمي را نيز فرا گرفته و حقيقت اطلاقى بوجودي واحد اطلاقى موجودست و تعدّد در نسب و ظهور وجودست نه أصل وجود . در اينجا يك مطلب بايد مورد توجه قرار گيرد و آن مطلب اين است كه وجود متحد با هر ماهيت آيا منشأ انتزاع وجود و موجود هست اگرچه انتزاع وجود از آن به لحاظ ارتباط يا اضافهء آن بوجود واجبى باشد ، يا نيست . آيا چه امرى با عين ثابت هر ممكنى توأم مىشود كه از مقام علم